در دویست و سی و هشتمین صحن علنیِ شورای شهر، اسکندری از عبور از یک دوراهیِ قدیمی گفت: میان کسانی که توسعه را راهِ حفظ باغ میدانند و کسانی که از هر تغییری هراس دارند.
ما از این دوراهی عبور کردهایم؛ مسیری که نه توسعهٔ بیهویت و نه انجمادِ تاریخی را میپذیرد و باغهای شیراز را نه صرفاً یک میراثِ بایگانیشده، بلکه یک موجودِ زنده، پویا و اقتصادی در دلِ شهر میبیند.
او چهار ستون برشمرد. ساختار حاکمیتی: ایجاد ناحیهٔ ویژهٔ باغها و گذار از یک ساختارِ اداریِ صرف به مرکزِ فرماندهیِ تخصصی. زیرساختهای حیاتی: احیای قناتها، بازسازی جویبارها و تصفیهٔ محلی. موتورهای اقتصادی: پروژههایی نظیر «کوچهگالریها» برای خلقِ ارزش افزوده بدون تعرض به بافتِ باغی. و توانمندسازی تکنولوژیک و اجتماعی.
ستونِ چهارم مستقیماً به همین سایت مربوط است: «با استفاده از سیستمهای بازیسازی، کنشهای مثبتِ اجتماعی همچون پیادهروی، پاکسازی باغها و عضویت در پیمانِ من و درختان شهرم را به ارزشهای ملموس تبدیل میکنیم.»
و دعوتش صریح بود: «شیرازدوستان عزیز، از شما دعوت میکنم عضو من و درختان شهرم شوید.»




