ما نسلی خواهیم بود که درختان را تنها نگذاشتیم

پیمان من و
درختان شهرم

از وسعت تاریخی باغات شیراز، امروز حدود هزار هکتار باقی مانده است. این هزار هکتار را کسی یک‌شبه از دست نمی‌دهد — تکه‌تکه از دست می‌رود: یک دیوارِ کاهگلی که بلوک می‌شود، یک درخت که برای پارکینگ می‌افتد، یک باغدار که دیگر نمی‌تواند باغش را بچرخاند.

پس این پیمان هم کارِ یک‌شبه نیست. هفت کارِ کوچک است که هر شبِ جشنواره می‌توانی انجام دهی — و هر کدام، گردو دارد.

  1. ماشینم را بیرونِ باغ می‌گذارم

    آخرین بخش راه را پیاده می‌آیم. یک خودروی کمتر در کوچه‌باغ، یعنی هوای تمیزتر برای همان درختی که زیرش می‌نشینم.

    ۵ گردو
  2. با اسنپ می‌آیم، ماشین نمی‌آورم

    کوچه‌باغ‌های قصردشت برای عبور اسب و آب ساخته شده‌اند، نه برای پارکِ دوبل.

    ۳ گردو
  3. دست خالی برنمی‌گردم

    در راه، هرچه زبالهٔ سرِ راهم باشد جمع می‌کنم. باغ را تمیزتر از آنکه تحویل گرفتم پس می‌دهم.

    ۵ گردو
  4. ظرف و بطری خودم را می‌آورم

    یک لیوان یک‌بارمصرف، چند دقیقه در دست من است و چند دهه در خاکِ باغ.

    ۱ گردو
  5. از خود باغدار می‌خرم

    باغی که اقتصادش بچرخد، باغ می‌ماند. باغی که نچرخد، روزی آپارتمان می‌شود.

    ۲ گردو
  6. دیوار کاهگلی را پاس می‌دارم

    همان دیوارِ خاکی که قرن‌ها مرزِ باغ بوده — نه بلوک سیمانی.

  7. می‌آموزم و می‌گویم

    در نشست‌ها شرکت می‌کنم و آنچه شنیدم را برای کسی که نیامده تعریف می‌کنم.

    ۴ گردو

هر شب که هر هفت بند را انجام دهی، ۲۰ گردو جمع می‌کنی — و هشت شب جشنواره پیشِ رو است.

عضو شمارهٔ ۶۲

تا اینجا ۶۱ نفر دست‌کم یکی از این کارها را کرده‌اند. برای پیوستن، کارت نمی‌خواهی و فرمی پر نمی‌کنی — همین که در جشنواره یکی از این هفت کار را بکنی، گردویش را می‌گیری و اسمت در همین شمارش می‌آید.

شروع کن
اگر یک ساختمان برج‌مانند سی یا صد طبقه به هر دلیلی فرو بریزد، با صرف هزینه، تخصیص بودجه و گذشت زمان می‌توان آن را دوباره از نو ساخت؛ اما اگر یک درخت صد ساله یا یک باغ تاریخی از بین برود، دیگر با هیچ سرمایه‌ای قابل بازگشت نخواهد بود.شهردار شیراز — شب شعر قصردشت