وقتی آفتاب از شیراز فاصله میگیرد و نسیمِ شبانه در شاخههای قصردشت میپیچد، باغها چهرهٔ دیگری پیدا میکنند. شامگاه سهشنبه هفدهم شهریور، آن چهره متعلق به کودکان بود.
صفحههای بزرگِ منچ و مارپله روی زمین پهن شده بود. هفتسنگ، پتانک، فوتبال خاکی و والیبال. کودکی دست در دستِ پدر میدوید و چند قدم آنطرفتر، مادرها و پدربزرگها نشسته بودند و تماشا میکردند.
برای این بچهها، باغ دیگر مجموعهای از درختان نبود؛ میدانِ بازی بود.
و همین نکتهٔ اصلیِ کار است: نسلی که کودکیاش را در باغ گذرانده، بزرگ که شد از آن دفاع میکند. هر شبی که یک کودک در قصردشت بازی کرده، یک سرمایهگذاری بلندمدت بوده است.
مسئولان شهری هم همان شب از بخشهای مختلف جشنواره بازدید کردند.




